مرتضى مطهري

288

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

علىّ و عصره ، ص 828 . 10 . در ص 940 از علىّ و عصره كلامى دارد جرداق در اينكه روح على در طرفدارانش بود . 11 . يكى از مختصات مولى اين است كه با كشته شدن نمرد و زنده تر شد . شعر معروف مادهء تاريخ حاجى سبزوارى : اسرار چو از جهان بدر شد از فرش به عرش ناله بر شد تاريخ وفات اگر بخواهى گويم كه نمرد زنده تر شد در واقع دربارهء مولى صادق است نه دربارهء حاجى و غيره . و همچنين است كلام خود مولى : * ( هلك خزّان الاموال و هم احياء و العلماء باقون ما بقى الدهر ، اعيانهم مفقودة و امثالهم فى القلوب موجودة . ) * على مانند منبع فياضى است كه تمام نمىشود ، بلكه روز به روز زيادتر مىشود . بعضى از مردم فقط در زمان خودشان رهبرند ، بعضى اندكى بعد از زمان خودشان باز رهبرند و تدريجاً تمام مىشود رهبريشان ، اما على و معدودى از بشر هميشه هادى و رهبرند ( 1 ) على

--> ( 1 ) خودش فرمود : * ( غداً ترون ايامى و يكشف لكم عن سرائرى بعد خلوّ مكانى و قيام غيرى مقامى . ) * اقبال پاكستانى مىگويد : عصر من دانندهء اسرار نيست يوسف من بهر اين بازار نيست نغمهء من از جهانى ديگر است اين جرس را كاروانى ديگر است اى بسا شاعر كه بعد از مرگ زاد چشم خود بربست و چشم ما گشاد رخت ناز از نيستى بيرون كشيد چون گل از خاك مزار خود دميد جبران خليل جبران مىگويد : من نمىدانم اين چه رازى است از روزگار كه بعضىها در عصرى پيش از عصر خود به دنيا مىآيند و على از آنهاست . در سخنرانيهاى رمضان 86 در مسجد اتفاق گفتيم كه همان طورى كه قوانين بر دو قسم است : ثابت و متغير ، شخصيتها و انسانها نيز بعضى مربوط به عصر خودشانند و بعضى به همهء عصرها و زمانها